تقويت ارزشهاي اخلاقي در دانش آموزان

خرید بک لینک
بعضي از مربيان معتقدند که توجه به يازده عامل زير مي تواند در گسترش ارزشها به خصوص در ايجاد دوستي و تفاهم بين دانش آموزان ، غني کردن محيط مدرسه و کاهش مسائل انضباطي مؤثر واقع گردد .اين عوامل به طور مختصر به شرح زير است :

1 ـ آموزش مستقيم :

ارزشهاي اخلاقي مانند مسئوليت پذيري ،احترام به حقوق ديگران ، همکاري ، صداقت ، شجاعت و مهارتهاي ارتباطي بايد در مدرسه برنامه ريزي گردد و مانند ساير دروس به طور مستقيم درکلاس و مدرسه تدريس شود .
اين ارزشها و رفتارهاي منطبق با آن در انسان ذاتي و خودانگيخته نيست ،بلکه در طي رشد کودک و در اثر ارتباط با بزرگسالان بايد آموخته و دروني گردد .

2 ـ آموزش مفاهيم :

بسياري از کودکان در بدو ورود به مدرسه درک روشني از ارزشهاي اساسي ندارند .اينان حتي اگر بتوانند مفاهيم فوق را تعريف کنند ، غالباً قادر نيستند آنها را به زندگي روزمره ي خود ارتباط دهند .
لازمه ي پرورش اخلاقي کودکان اين است که آنان را در درک اين نوع مفاهيم حو چگونگي تطبيق دادن آنها با واقعيتهاي روزمره زندگي آشنا ساخت .

3 ـ به کارگيري زبان مثبت :

گفتار و دستورهاي مسئولين مدرسه و معلمان وقتي اثر بخش خواهد بود که در محيط آموزشي ،زبان مثبت به جاي زبان منفي به کار رود . مثلاً به جاي عبارتي مانند به سرجلسه ي امتحان دير نياييد، مي توان گفت که به موقع
بياييد.
دانش آموزان وقتي بدانند دقيقاً چه انتظاري از آنان مي رود ، پذيرش و اطاعت بيشتري از مقررات خواهند داشت .

4 ـ تقويت بصري :

کلمات و پيامهايي که بيانگر ارزشهاي اخلاقي مورد نظر است ، بايد در نقاط مختلف مدرسه و در معرض توجه دائم دانش آموزان قرار گيرد و در فرصتهاي مختلف درباره ي آنها صحبت شود .درمدرسه ابتدايي مي توان کلماتي مانند احترام ، همکاري ، درستي ، تفاهم ، بخشش و عفو را به عنوان ارزشهاي مهم در مدرسه با حروف درشت در تابلوهاي متعدد و در سرسرا يا نقاط ديگر نصب کرد .

5-محتوا و فرآيند :

علاوه بر آموزش ارزشها ، مدرسه بايد شرايطي نيز براي کاربرد آنها فراهم آورد .به طور مثال وقتي به دانش آموزان مي گوييم که صداقت بهتر از دورويي و يا حضور به موقع بهتر از تأخيراست و مؤدب بودن بر گستاخي ترجيح دارد ؛ بايد اين مفاهيم را طي فرآيندي چند مرحله اي به آنان تفهيم
نمود.دانش آموزان بايد بتوانند رفتار جديد را آزمايش و تمرين کنند و به آثار آن پي ببرند .

6 ـ جو مدرسه :

تعليم و تربيت اخلاقي محدود به کلاس درس نيست و اين ارزشها بايد از مرز کلاس عبور کرده به زمين بازي ، سالن اجتماعات ، ناهار خوري ، دفتر مدرسه و حتي اتوبوس راه يابد و از آنجا به خانه و جامعه ي کلي گسترش پيدا کند . اگر در مدرسه روح انصاف ، عدالت ، اعتماد متقابل و صميميت بين مسئولان مدرسه و معلمان برقرار باشد ،بچه ها عدالت ، صميميت و احترام متقابل را ياد مي گيرند .

7 ـ مواد و امکانات آموزشي ساده براي معلمان :

آموزش ضمن خدمت و آماده سازي معلمان براي تدريس مفاهيم اخلاقي نبايد طولاني ، وقتگير و پرخرج باشد .معلم ها اصولاً در مقابل برنامه هايي که وقت و انرژي زیادیاز آنان مي گيرد ، مقاوم هستند .اين برنامه ها و وسايل که مورد استفاده قرار مي گيرد بايد ساده و عملي باشد که معلمان آن را به صورت باري اضافه بر برنامه روزمره خود تلقي ننمايند ،بلکه آن را جزء لاينفک از وظايف تدريس خود بدانند .

8 ـ انعطاف پذيري برنامه :

برنامه آموزش اخلاقي دانش آموزان نبايد تحميلي و جزئيات آن از بيش تعيين شده باشد .اين نوع برنامه ها بايد انعطاف پذير باشند و در آن جايي براي آزادي عمل و خلاقيت معلم در نظر گرفته شود تا معلمان بتوانند ضمن در نظر داشتن معيارهاي مدرسه ،برنامه را با شرايط خاص و سبک تدريس خود انطباق دهند .

9 ـ مشارکت دانش آموزان :

همانگونه که برنامه تعليم و تربيت اخلاقي بايد آزادي عمل معلمان را در نظر داشته باشد ،دانش آموزان هم بايد بتوانند در فرآيند تعيين اهداف مشارکت داشته باشند و نسبت به آن احساس تعلق نمايند .

10 ـ مشارکت اولياء :

برنامه تعليم و تربيت اخلاقي دانش اموزان در صورتي پايدارو مؤثر است که اولياء با مسئولان و معلمان مدرسه جلساتي مستمر داشته باشند و از آنچه در مدرسه تدريس و تشويق مي گردد ، آگاه شده در اجراي برنامه ها نقش داشته باشند .

11 ـ ارزشيابي :

برنامه ي آموزش اخلاق بايد شامل ارزشيابي مقدماتي هدفها ،تشکيل جلسات و شوراهاي متناوب در طول برنامه و ارزشيابي نهايي نتايج باشد .در مرحله ي برنامه ريزي اوليه ،معلمان و کارکنان مدرسه بايد بتوانند انتظارات خود را به طور مشخص بيان کنند و جزئيات اهداف مختلفي را که اميدوارند به آنها دست يابند تعيين کنند .
شوراهاي هفتگي معلمان فرصت مناسبي استت تا آنان با در نظر گرفتن اهداف ، تدريس خود را با آنها هماهنگ سازند .ارزشيابي نهايي بايد نشان دهنده ي نتايج برنامه به صورت گزارشهاي کوتاه معلمان در مورد تغيير رفتار دانش آموزان بر اساس متغيرهاي مورد نظر باشد.


نقش آموزش و پرورش در تقويت ارزشهاي اخلاقي ، وجدان و تعهد اجتماعي دانش آموزان :
اينکه آموزش و پرورش در تربيت نيروي انساني آينده نقش زيربنايي دارد ، بر کسي پوشيده نيست .اما منظور آموزش و پرورش ، نبايد فقط پرورش نيروهاي مشخصي باشد که از نظر فني و در رشته هاي گوناگون صاحب نظر باشند.بلکه آموزش و پرورش بايد در کنار آموزشهاي رسمي و برنامه ريزي شده در زمينه هاي اجتماعي و اخلاقي ، به طور جدي برنامه ريزي کند و اين به سبب آن است که دانش آموزان و جوانان وقتي افراد مفيدي مي شوند که بتوانند مشکلات جامعه را از طريق ايفاي نقش خود برطرف کنند . يکي از پديده هايي که نقش دانش آموزان را در حل مشکلات جامعه کاربردي مي کند ، مسأله ي تقويت وجدان و تعهد اجتماعي آنان است که اگر در مسير درستي قرار گيرد ، راه سازندگي هموار خواهد شد .بنابراين ،آموزش و پرورش بايد در زمينه هاي زير به تقويت ارزشهاي اخلاقي وجدان و تعهد اجتماعي دانش آموزان بپردازد :
شرط اساسي براي پذيرش مسئوليت و تقويت تعهد اجتماعي دانش آموزان ، رشد اجتماعي آنان است .به طوري که افراد بتوانند در جامعه اظهار نظر ، ايفاي نقش و انتقاد کنند و مسئوليتي بپذيرند .قبل از ورود دانش آموزان به جامعه ، مدرسه و آموزش رسمي بايد روحيه ي گروه گرايي را در آنان تقويت کنند .تقويت روحيه گروه گرايي موجب مي شود که دانش آموزان به مزايايي از قبيل مزاياي اقتصادي و مالي ، تأمين و اهميت ارضاي نياز گروهي و اجتماعي و کسب هويت و تشخيص فردي دسترسي يابند .
امروزه ،آموزش و پرورش بايد مهارت کار کردن با گروهها را به دانش آموزان ياد دهد .زيرا پيوندهاي ميان اشخاص از عوامل کليدي کاميابي در کار
است .کارها در ميان گروههاي کار و براساس مباني تازه اي که حرمت و پاس فردي زيرساز آنهاست ،پيش برده مي شود .
با آموزش تقويت خودباوري در دانش آموزان توسط آموزش و پرورش ، آنان خود را باور مي کنند و با اطمينان و اتکاي به خود در مسئوليت هاي اجتماعي شرکت مي جويند .مقدمه ي خودباوري ، خويشتن شناسي است و خويشتن شناسي نردبان معرفت است
آموزش و پرورش بايد از طريق معني دادن به دانش آموزان ، خودآگاهي و خويشتن شناسي را در آنان زنده کند .سارتر مي گويد :«ما در حال معنا دادن به انسان هستيم ، اما ساخت اين تمدن ، کشتي به گل نشسته است .دنيا غير شخصي شده و اينها همه باعث معنازدايي از انسان شده است »
شرط اساسي خودباوري ، شناخت خود است .يعني وقتي انسان توانمندي ها و استعدادها و قابليت هاي رواني ، فردي ، عقلي ، فکري خود را شناخت ، باور او در مورد اين که مي تواند آنها را پرورش دهد ، شکل مي گيرد و به خود پنداري خوب مي رسد .خودپنداري هاي خوب با رفتار خودشکوفايي همراه مي شود و فرد مي تواند با آن با اطمينان به اين که ارتباطش با محيط ثمربخش است ، به تعامل با محيط بپردازد .فرد خودشکوفا ، با محيط خود به خوبي رابطه برقرار مي کند و فرصت هاي نشو و نمو و افزايش توان خود را مي يابد و بدون ترديد به رشد ديگران کمک مي کند .

با توجه به مطالب بالا ،مي توان خودباوري را چنين تعريف کرد :«خودباوري عبارت است از شناخت توانمندي هاي فکري ، ذهني ، عقلي ، اخلاقي خود و پرورش آنها ، شکل دادن باور به اينکه با به کارگيري استعدادها و توانمندي هاي پرورش يافته مي توان در جهت تعالي خود و جامعه گام برداشت و موفق شد .

احترام به افکار و نظرات دیگران...

ما را در سایت احترام به افکار و نظرات دیگران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 23:00

صفحه بندی